شيخ ذبيح الله محلاتى

181

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

آه از آن دمى كه او روى بمحشر آورد * جامهء نور ديدهء خويش ز خون تر آورد لرزه بعرش كبريا رعشه بجسم انبياء * اوفتد آن زمان كه او بر كف خود سر آورد اثر طبع ميرزا محمود فائز مازندرانى هماى فكرت چه پر گشوده * بقاف رفعت نموده مأوا مگر ز طور وفا شنيده * نداي جانان كليم‌آسا و يا وزيده ز كوى جانان * نسيم راحت ز گلشن جان كه كرد فائز ز نگهت وى * چه غنچه لب را بمدح زهرا حبيبة اللّه ضجيع حيدر * ستوده دخت رسول داور خجسته مام بشير و شبّر * خداش خوانده بقول عذرا وجود پاكش چه ذات بارى * ز پاى تا سر ز عيب عارى صفات عز و بزرگوارى * بذات پاكش بود هويدا ببزم خاص لنا مع اللّه * ز ميل خاص ارادة اللّه كه گشت آگه ز سر قدرت * ز امر مخفى ز آشكارا چه شد نوشته كتاب عصمت * بنام زهرا نوشت سرخط وجود پاكش غبار عصيان * نديده حتى ز ترك اولى گل نكو بود ز باغ قدرت * كه شد معطر دماغ قدرت ببزم خلقت چراغ قدرت * كه كرد روشن بساط خضراء رهين جودش هزار عالم * گداى كويش هزار حاتم كنيز بزمش هزار مريم * غلام عزمش هزار عيسى پدر محمد عليست شوهر * دو نور عينش شبير و شبّر چه زينبش داد خداش دختر * كه شد كنيزش هزار حوا شريف اصلى ز باب و مادر * نجيب نسلى ز چار گوهر از اين جلالت هزار احسن * از اين بزرگى هزار اهلا